مقدمه: ظهور یک قدرت جدید
در طول تاریخ، دولتهای ملی به عنوان اصلیترین بازیگران صحنه سیاست جهانی شناخته شدهاند. آنها با تکیه بر مفهوم حاکمیت، کنترل سرزمینی، جمعیت مشخص و حق انحصاری اعمال قدرت، نظام بینالمللی را شکل داده و زندگی میلیاردها انسان را تحت تاثیر قرار دادهاند. اما در قرن بیست و یکم، پدیدهای نوین به سرعت در حال ظهور است که میتواند این معادلات قدرت را به کلی دگرگون سازد: هوش مصنوعی. با پیشرفتهای چشمگیر در یادگیری ماشینی، پردازش زبان طبیعی و بینایی کامپیوتری به تدریج از یک ابزار تخصصی به یک نیروی همهجانبه تبدیل میشود که تواناییهایش در عرصههای مختلف از اقتصاد و صنعت تا حکمرانی و امنیت، در حال افزایش تصاعدی است. این مقاله به بررسی این پرسش میپردازد که آیا حاکمیت هوش مصنوعی میتواند به تدریج جایگزین حاکمیت دولتهای ملی شود و نظام جهانی را به سوی ساختاری نوظهور سوق دهد؟
ادامه خواندن “حاکمیت هوش مصنوعی و سقوط دولتهای ملی”