مقدمه
در متون کهن و روایات اساطیری، تصویری هولناک از «دجال» ترسیم شده است: موجودی که کوهی از نان را بر سر دارد و در پی خویش میکشد. تودههای گرسنه و هراسان، نه از پیِ اندیشه یا فضیلت او، بلکه به دنبال آن کوه نان روان میشوند. اما دجالِ امروز نه یک موجود تکچشم در بیابانهای دور، بلکه یک «سازوکار زیستی-اجتماعی» است که در قلب کلانشهرها و در نبض تند جوامع با تراکم بالا متولد شده است. در این جوامع، اخلاق نه توسط نیروهای متافیزیکی، بلکه زیر چرخدندههای «تراکم» و «بینامی» (Anonymity) خرد میشود.
